All 17 entries tagged Persian-Poems

No other Warwick Blogs use the tag Persian-Poems on entries | View entries tagged Persian-Poems at Technorati | There are no images tagged Persian-Poems on this blog

March 30, 2006

Momemnto

امسال سال بارش من
باران من
برف من
تگرگ من است
امسال سال مرگ من است
بگو اگر مرثیه ای داری

ای دوست ای همیشه بهار
ای نگار ای یار
امسال سال پائیز من
امسال سال برگ ریز من است
بخوان اگر ترانه ای داری

امسال سال خاموشی
امسال سال فراموشی
امسال سال هم آغوشی من با تمام من است
یاد آر اگر خاطره ای داری
اگر خاطره ای داری

Reza–University of Warwick
Spring 2006


March 15, 2006

Present

زیستن را تو بخوان
زيست خواندن گله نيست
زندگي نقش شدن مي طلبد
هر که اميد نشد در تن اين قافله نيست

گاه در حال سکون
جرم از جرم زمين بيشتر است
هر نفس
زندگي حرکت بي دغدغه مي خواهد و بس
گه سرابي در پيش گه خرابي در پس
خرم آنکس که دلش را نسپارد به هوس

زندگي رابطه هندسه نه
زندگي هندسه عاطفه است
زندگي دايره اي است احتياط
گاه غم را نتوان کرد محيط
گاه دل را نتوان کرد محاط

زندگي تجزيه اش تجربه است
زندگي لازمه اش ترکيب است
گاه با ظرفيت يک گل سرخ
حاصل جمع دو دوست
حاصلش پيوند است
هر که از عشق رهد در بند است

زندگي معرفت يکرنگي است
سادگي يعني عشق
زنگ تفريح محبت زنگي است
بين تنهايي و عشق

با همه تنهايي کفشها را بکنيم
پاي در آب زمان بگذاريم
خستگي را به تن آب دهيم
تا گل سرخي از اين جوي به اينجا برسد
يک سبد خاطره از خاطره ها برچينيم
زنگ تفريح به هم هديه کنيم

تابستان 1987


kiss

خاطره ای خوشتر از
زلف که تابش دهی
تشنه که آبش دهی
خسته که خوابش دهی
نرگس چشمی که اشک حلقه به قابش دهی

یا که به زیبائی
عشق که تابش دهی
آه جوایش دهی
مست شوی عقل را رنگ حجابش دهی
غرق شرابش کنی باده ی نابش دهی

نیست مگر دوست را
بوسه نابش دهی

1999 ,Edited 15–03–2006


یادگار

برگ می افتد مرگ می آید
دیر یا زود
آتشی از شعله خاموش
هیچ غیر از دود
زندگانی قطره قطره می شود تا رود

زندگی در رود هم جاری است
زندگی در دود هم جاری است
گاه نعش قاصدک در دود
گاه برگ غنچه ای در رود

رقص رقصان میرود تا اوج
لرزلرزان میرود با موج

خاطری میماند از آن رقص بر آن موج
یادگاری از سفر تا اوج

تابستان 1993


February 07, 2006

ماجرای من و تو

ماجرای من و تو قصه که نیست ترانه است
یه ترانه بلند یه شعر عاشقانه است
تو بگو این همه ناز مثل سازو چه جوری کوک می کنی
رو کدوم سیم میزنی که آخر بهانه است
ای که اون نگاه تو بی غم و بی کرانه است

من میگم خدا بزرگه تو می گی بزرگترینه
یا می گم که خیلی خوبه تو میگی که بهترینه
تو بگو چطور میدونی این همه حرفهای خوبا
راز آسمون و عشقو که به دل خیلی میشینه
اگر هم به من نمی گید لااقل به من می خندید

میشه آسمونا لرزوند از دلش ستاره پاشید
یا با انگشت اشاره یکی از ستاره ها چید
تو بگو کدوم ستاره دلتو گرفته اونوقت
روز و شب دعا می خونم بشینه کنار خورشید
اگر هم دعام نگیره لااقل به من می خندید

من اگر که خسته هستم
یا که دل شکسته هستم
تموم بالهام شکسته
روز و شب یه جا نشستم
اگه از پیشت نمی رم لااقل به من می خندید

Reza

Coventry
06–02–06


January 18, 2006

We All Change

ما همه عوض می شیم
مثل یه گل تو صبح سرد
باز بودیم بسته می شیم
تازه بودیم خسته می شیم
یه روزی سرخ یه روزی زرد

ما همه عوض میشیم
مثل یه سایه در غروب
پهن بودیم باریک میشیم
تاریکتر از تاریک می شیم
میریم رو دیوار یا تو جوب

ما همه عوض می شیم
اما نه مثل همدیگه
گاهی مهربون میشیم گاهی به جون تشنه می شیم
انگاری یه وقت سیریم یه وقتی هم گشنه می شیم
گاهی صاف چو آینه گاهی به کفشمون ریگه

ما همه عوض میشیم
خوب این که اشکال نداره
واسه فهمیدن خود نیازی به فال نداره
این یه رسم زندگیست امسال و پارسال نداره
این که جنجال نداره قیل قیل و قیل قال نداره

ما همه عوض می شیم
کاش اینو خوب می فهمیدیم
کمتر از دیدن اون در خودمون می خندیدیم
کمتر از باور اون از دیگران می رنجیدیم.

Reza
18–01–2006
University of Warwick
—–
We all change (translated from Persian)

We all change
Like a flower in a cold morning
We change from bloomed to fade, from fresh to look tired
One day red, one day yellow

We all change
Like a shadow in the evening
We change from wide, to narrow, to dark
Climbing from a wall, crawling in a canal

We all change
But it doesn’t look the same for everyone
Sometimes we get so kind, sometimes so wild
sometimes we feel hungry , sometimes we feel fool
Sometimes transparent like a mirror, sometimes well dodgy

We all change
And there is nothing wrong with it
No need for a fortune teller to understand this
It’s a life custom, which time doesn’t change
No need to lose your temper , or to make noise

We all change
I Wish we could understand this
And not to laugh to feel these changes in ourselves
And not to get hurt to feel these in others


December 12, 2005

گلایه

یاس میروید به چشمم وقت دیدارت هنوز
گر چه سیلاب گلایه خاک باغم را ببرد
اندکی از خاطراتت را به باد آموختم
نعش صدها قاصدک را بر گلستانم سپرد
هیچ در یادم نروید جز گل یادت هنوز

رضا
12–12–2005
University of Warwick


November 28, 2005

We are all gamblers

ما همه قمار بازیم
چه به کنج مسجد شهر به عزا و سوگواری
چه به رقص و پایکوبی همه روزه میگساری
روش قمار ما اینکه چگونه دل ببندیم که چگونه دل ببازیم
ما همه قمار بازیم

ما همه قمار بازیم
تو بگو به صد طریقت همه در عین حقیقت
چه به فریادی و دادی به سکوت شاعرانه
چه به خاموشی و اشکی به بهای یک بهانه
که چگونه آستینی به تن هوس بدوزیم و ازو هوا بسازیم
ما همه قمار بازیم

ما همه قمار بازیم
پهنه قمار ما عمر هدف قمار ما دل
همه بازنده به شکلی چه به آسانی چه مشکل
هدف قمار ما این که چگونه عمر خود را به زمانه کم نبازیم
که به جنگ آرزوها با دو سرباز پیاده ز ره بقا بتازیم
ما همه قمار بازیم

رضا
28–10–2005
University of Warwick


November 25, 2005

Talk

همه شب به گرد شمعی شده قطره همچو آهی
تو بگو چو باد سردی که وزد به کوره راهی

نه به ره توان رفتن نه ز ره امید یاری
همه مانده در سیاهی چو شبی و قرص ماهی

نه صدای آشنایی نه حدیث خوش نوائی
نه رخ عزیز مستی که کنم نظاره گاهی

نه به دل امید چنگی نه به پا توان سنگی
همه شب به شب همه شب همه ظلمت و سیاهی

نه ببندم آن چنان دل دگرم به یار و یاری
که همه امید عشقت شده خاطرات واهی

رضا
25–11–2005
University of Warwick


October 31, 2005

Amir

_پیش و پس_

این نفس میرود و یاد تو می ماند و بس
میرود آن همه و ماند ه ام اینجا به قفس

یاد ایام خوشم می کشد این دل همه پیش
رنج دور از تو شدن می کشد این دل همه پس

Reza 31–10–2005
University of Warwick


April 2021

Mo Tu We Th Fr Sa Su
Mar |  Today  |
         1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30      

Search this blog

Tags

Galleries

Most recent comments

  • glad someone looked at it after only 15 years !!! ha ha … well , give it a go !! by Reza Shahrjerdi on this entry
  • I wonder if this still works…. by Pete O'Brien on this entry
  • Reza? What did you do exactly? I don't understand! I just want to see you happy, Azadeh by Azadeh on this entry
  • So beautiful. My dear friend. don't worry. It's for you and just for you. send your boat in the rive… by Majid on this entry
  • by mitra on this entry

Blog archive

Loading…
RSS2.0 Atom
Not signed in
Sign in

Powered by BlogBuilder
© MMXXI