August 28, 2007

Homeland

رنگی رنگی سیاه و سفید
عجب سفری بود
به سرزمینی که دوستی را کلنگی کرده اند
آماده برای فروش و نو سازی
رو نمای دلها را هم سنگی کرده اند

خدا را تا افق باور خود
کمی دورتر از مهر و تسبیح
برای براورده شدن حاجات
در سفره های نذری سبز و قرمز و سفید زندانی کرده اند

سیاه سیاه مشکی مشکی
در ترانه هاشان
عشق را هم رنگی کرده اند
کلام کلام گام به گام
در عشق هم مانند تعارفاتشان زرنگی کرده اند

آبی آبی صاف صاف
آسمان همان رنگی است
عشق همچنان تنها کلام قشنگی است
زمین اما رنگ دیگری دارد
زندگی بسان یک مسابقه است
نیمی پر سرعت تر از پلنگند و در سراشیبی
نیمی نحیف اما برای کسب آبرو
از روبرو به تن لباس پلنگی کرده اند

رنگی رنگی سیاه و سفید
هر چه که هست زادگاه من دوست داشتنی است
مردمانش سالهای سال همچون خود من
گاهی چنین گاهی چنان
گاهی روزمرگی گاهی زندگی کرده اند

28th Aug. 2007
Warwick University
Reza


- No comments Not publicly viewable


Add a comment

You are not allowed to comment on this entry as it has restricted commenting permissions.

Trackbacks

August 2007

Mo Tu We Th Fr Sa Su
Jul |  Today  | Sep
      1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31      

Search this blog

Tags

Galleries

Most recent comments

  • Reza? What did you do exactly? I don’t understand! I ju… by Azadeh on this entry
  • So beautiful. My dear friend. don’t worry. It&rsquo… by Majid on this entry
  • مرسي ميترا by mitra on this entry
  • nice but sad,moving by oliver on this entry
  • Salam , Khoda biamorze Mahasti ro , age omresh be donya bood ,ha… by Ali on this entry

Blog archive

Loading…
Not signed in
Sign in

Powered by BlogBuilder
© MMXII