All entries for Tuesday 30 October 2007

October 30, 2007

Drunk

دیروز دوباره دیدمت دیواره بتونی دلم شکست
ستونهاش از هم جدا شد جداره هاش به گل نشست

مهند سا می گن که احتمالا از پایه خرابه دل من
ستوناش ارتعاش داره یه اشکالی تو کارش هست

دکترا اما می گن از ارث پدر یا مادره
دریچه هاش شاید گشاد شده ولی امیدی هست

رفیقام از دم الکی توصیه های مختلف دارند واسم
یکی می گه بزن به کوه یکی می گه بشین به بست

یکی می گه بد میاری بشین و استخاره کن
یکی تمسخر می کنه یکی می اندازه به دست

بابام که قبل از مادرم سه چار دفعه عاشق شده
می گه بابا جون پسرم نمیشه راه عشقو بست

مادرم اما نگران شده واسم هی به بابام غر می زنه
پاشو یه کاری کن واسش نمی شه اینجوری نشست

همه می خوان نبینمت شاید .... و اما..... و ....ولی
می ام دوباره دیدنت ایندفه مست مست مست

Just after Football
30-Oct-2007


October 2007

Mo Tu We Th Fr Sa Su
Sep |  Today  | Nov
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31            

Search this blog

Tags

Galleries

Most recent comments

  • Reza? What did you do exactly? I don't understand! I just want to see you happy, Azadeh by Azadeh on this entry
  • So beautiful. My dear friend. don't worry. It's for you and just for you. send your boat in the rive… by Majid on this entry
  • by mitra on this entry
  • nice but sad,moving by oliver on this entry
  • Salam , Khoda biamorze Mahasti ro , age omresh be donya bood ,hatman ba in sheret ye taraneh mikhoon… by Ali on this entry

Blog archive

Loading…
Not signed in
Sign in

Powered by BlogBuilder
© MMXVII